نشانههاي فرد رياكار
ثانياً، از نظر عمل بيرونى و خدماتى كه به ظاهر انجام داده و قصد او تظاهر و رياكارى بوده نيز جامعه دچار خسارت مىشود چرا كه سعى او اين است كه ظاهر عملش را درست كند و اهمّيّتى به باطن عمل نمىدهد و چه بسا اين امر سبب مىشود كه آن اسباب رفاه تبديل به اسباب عذاب براى مردم گردد و لطمههاى جبران ناپذيرى از آن ببينند.
به عبارت ديگر، هنگامى كه جامعهاى عادت به رياكارى و تظاهر كند همه چيز او از محتوا تهى مىشود، فرهنگ و اقتصاد و سياست و بهداشت و نظم و نيروهاى دفاعى همه تو خالى و تهى مىگردد و همه جا به ظاهرسازى قناعت مىكنند، دنبال خير و سعادت جامعه نيستند بلكه به سراغ چيزى مىروند كه ظاهر جالبى داشته باشد، و اين طرز كار، ضربات هولناكى بر جامعه وارد مىكند كه بر هوشمندان مخفى و پنهان نيست.
رياكار چهار علامت دارد:
اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مىدهد، و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام مىدهد، هرگاه او را مدح و ثنا گويند بر عملش مىافزايد، و هرگاه ثنا نگويند از آن مىكاهد!»
بسيارى از افراد بعد از مطالعه و بررسى احاديث كه شديدترين تعبيرات را درباره رياكاران دارد در تشخيص موضوع ريا گرفتار وسوسه مىشوند، البتّه جا دارد كه انسان در مورد ريا سختگير باشد، چرا كه نفوذ ريا در عمل بسيار مرموز و مخفى است، چه بسا انسان سالها عملى را انجام مىدهد بعداً مىفهمد كه عمل او ريا بوده است، مثل داستان معروفى كه درباره يكى از مؤمنين پيشين نقل مىكنند كه نماز جماعت ساليان دراز را قضا كرد، و دليلش اين بود كه همه روز در صفّ اوّل مىايستاد، يك روز دير به جماعت آمد و در صفوف آخر ايستاد احساس كرد از اين جريان ناراحت است، چرا كه مردم او را در صفوف آخر مىبينند، بايد هميشه در صف اوّل باشد!
ولى افراط و تفريط در اين مسأله مانند همه مسائل، اشتباه و خطاست، بايد از علامات ريا پى به وجود آن برد و از آن پرهيز كرد، ولى وسواس غلط است.
علماى اخلاق در اين زمينه بحثهاى جالبى دارند؛ از جمله، مرحوم فيض كاشانى در «محجّة البيضاء» سؤالى به اين صورت طرح مىكند: «اگر عالم و واعظ بخواهد بداند در وعظ خود صادق و مخلص است و رياكار نيست از كجا بداند؟»
سپس به پاسخ اين سؤال پرداخته مىگويد: «اين امر نشانههايى دارد، از جمله اين كه اگر واعظى بهتر از او و آگاهتر و مقبولتر در ميان مردم پيدا شود خوشحال گردد و حسد او را به دل نگيرد، آرى! مانعى ندارد كه در مقام غبطه بر آيد و آرزو كند كه او مانند آن عالم و واعظ گردد (يا از او بهتر).
«نشانه ديگر اين كه اگر بزرگان و شخصيّتها در مجلس او حضور يابند سخنانش تغيير نكند، و همه مردم را به يك چشم نگاه كند (و به خاطر جلب توجّه آن عالم و اظهار فضل و كمال در پيشگاه او در سخنانش تغييرى حاصل نشود).
«نشانه ديگر اين كه اگر گروهى از مستمعين پشت سر او در كوچه و بازار به راه بيفتند خوشحال نباشد.»(1)
بهترين محك براى شناخت اعمال ريايى از غير ريايى همان معيارهايى است كه در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله:
1ـ در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مىخوانيم كه فرمود: «اَمّا عَلامَةُ الْمُرائِى فَاَرْبَعَةٌ: يَحْرُصُ فَى الْعَمَلِ لِلّهِ اِذا كانَ عِنْدَهُ اَحَدٌ وَ يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ وَ يَحْرُصُ فى كُلِّ اَمْرِهِ عَلَى الْمَحْمِدَةِ وَ يُحْسِنُ سَمْتهُ بِجُهْدِهِ؛ علامت رياكار چهار چيز است: هنگامى كه كسى نزد اوست تلاش مىكند اعمال الهى انجام دهد و هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل است! و در تمام كارهايش اصرار دارد مردم از او مدح و ستايش كنند، و سعى مىكند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.»(2)
2ـ در حديث ديگرى همين معنى با تعبيرات جالب ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود:
«لِلْمُرائِى اَرْبَعُ عَلامات: يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ، وَ يَنْشُطُ اِذا كانَ فى النّاسِ، وَ يَزيدُ فى الْعَمَلِ اِذا اُثْنِىَ عَلَيْهِ، وَ يَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمُ يُثْنى عَلَيْهِ؛
رياكار چهار علامت دارد:
اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مىدهد،
و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام مىدهد،
هرگاه او را مدح و ثنا گويند بر عملش مىافزايد،
و هرگاه ثنا نگويند از آن مىكاهد!»(3)
شبيه همين معنى از لقمان حكيم نيز نقل شده است.(4)
خلاصه، هر كارى كه با انگيزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گيرد، سبب نفوذ ريا در عمل است و اين انگيزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مىدهد مىتوان دريافت.
اين مطلب به اندازهاى ظريف و مرموز است كه گاه انسان براى فريب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسيار جالب انجام مىدهد تا خود را قانع كند كه در اجتماع نيز همان گونه انجام دهد و دوگانگى در آن نباشد در حالى كه هم عملى را كه در اجتماع انجام مىدهد ريا است و هم آن را كه در خلوت انجام داده آلوده به نوعى ريا است.
امّا افراط در اين مسأله جايز نيست چرا كه ديده شده افرادى از نماز جماعت و وعظ و ارشاد بر سر منبر و تدريس و تصنيف كتاب محروم مىشوند به اين عنوان كه مىترسيم عمل ما ريايى باشد.
در روايات اسلامى نيز به اين مطلب اشاره شده است كه اگر انسان عملى انجام دهد و مردم از آن با خبر شوند و از آن مسرور گردد در حالى كه انگيزه او از آغاز ارائه به مردم نبوده ضررى به قصد قربت و عمل الهى او نمىزند.(5)
پس تشويق نيكوكاران نسبت به اعمال صالحى كه انجام دادهاند در يك مجلس عمومى يا در وسائل ارتباط جمعى به اين قصد كه ديگران نيز به اين كار تشويق شوند منع شرعى ندارد، بلكه از كارهايى است كه بزرگان هميشه انجام مىدادهاند و اجر و پاداش انجام دهنده كار نيز ضايع نمىشود، مشروط به اين كه انگيزهاش از آغاز چنين مطلبى نبوده باشد.
در آيات قرآنى و روايات اسلامى نيز بارها تشويق به صدقات و خيرات پنهانى و آشكار شده است، و اين نشان مىدهد كه انسان مىتواند با انجام اعمال صالحه بطور آشكار انگيزههاى الهى خود را نيز حفظ كند، و از ريا بركنار بماند.
در پنج آيه از قرآن مجيد تشويق به انفاق «سِرّاً وَ عَلانِيَةً» يعنى بخشش در پنهان و آشكار يا «سِرّاً وَ جَهْراً» كه همان معنا را مىدهد شده است.(6)
اصولاً قسمتى از عبادات اسلامى بطور آشكار انجام مىشود همانند نماز جمعه و جماعت و مراسم با شكوه حجّ خانه خدا و تشييع جنازه مؤمن و جهاد و امثال آن؛ درست است كه بايد انگيزه در تمام اينها الهى باشد ولى اگر گرفتار وسوسه شود همه اين اعمال را ترك مىكند و اين نيز ضايعه بزرگى است.
پينوشتها:
1. محجّة البيضاء، ج 6، ص 200.
2. تحف العقول، ص 17.
3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 180.
4. خصال (مطابق نقل ميزان الحكمة، ج 2، ص 1020 چاپ جديد .)
5. وسائل الشيّعه، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 15، ص 55.
6. بقره ـ 274/ رعد ـ 22/ ابراهيم ـ 31/ نحل ـ 75/ فاطر ـ 29.
برگرفته از كتاب اخلاق در قرآن ، ج 1، آيةالله مكارم شيرازي، با تصرف .
طراح:حمیدرضا قناییان